علل مهاجرت

تئوريهاي سنتي مهاجرت بين موارد «عوامل رانده شدن» و عوامل جذب وکشش «تفاوت و تمايز قائل مي‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحريک و انگيزش افراد براي مهاجرت از کشور مبدا باعث مي‌شود. اين موارد مانند مهاجرت اقتصادي يا کاري (معمولاً مهاجرت نيروي کار)، تفاوتهايي در ميزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعيين کننده هستند. افراد فقير از کشورهاي کمتر توسعه يافته يا در حال رشد» مي‌توانند" استانداردهاي بالاي زندگي در کشورهاي توسعه يافته بيش از کشور اصلي خود داشته باشند. فرار از فقر و نداري يک عامل سنتي رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام |شغل به عامل جذب کنندگي و کشش مربوط مي‌شود. مهاجران مي‌خواهند که مبالغي به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلاياي طبيعي مي‌تواند جريان مهاجرت ناشي از فقر ونداري را شدت بخشد. اين نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غيرقانوني باشد (مهاجرت از اين نوع مي‌تواند در بعضي از کشورها غيرقانوني تلقي شود ولي يک مورد خلاف نمي‌باشد).

مهاجرت به کشورهاي ديگر بعضي وقتها در شکل کنترات و قرارداد استخدام مي‌باشد: کارمندان اتحاديه‌هاي چند مليتي، بين‌المللي تشکيلات غير دولتي و سرويسهاي ديپلماتيک مي‌توانند در مناطق و کشورهاي فرادريايي کار کنند. آنها اغلب به‌عنوان «افراد مقيم خارج» ملاحظه مي‌شوند و شرايط آنها براي استخدام همانند يا بهتر از افراد بومي است که در کشور ميزبان براي کار (براي کار مشابه) درخواست مي‌کنند.

براي بعضي از مهاجران، آموزش يک عامل جذب و کشش اوليه (توجه کنيد که دانشجويان با ويزاي محدود]اغلب به‌عنوان مهاجر ان تعريف نمي‌شوند. مهاجران) بازنشسته از کشورهاي ثروتمند به کشورهاي با هزينه‌هاي پايين با آب وهواي بهتر ومناسب تر، نيز نوع جديدي از مهاجرت بين‌المللي است. يک مثال از مهاجرت به شهروندان بازنشسته بريتانيايي| انگليسي به اسپانيا است. بعضي از مهاجران علائق خود را به اقامت در کشوري با دلايل مربوط به فرهنگ يا بهداشت تعيين مي‌کنند، که افراد جوان از کشورهاي توسعه يافته و پيشرفته براي ابراز علايق و عقايد خود و بيان آنها در مقابل موسسات يا بخاطر احتياجات و نيازهاي خود مستقيماً به محيط‌هاي فرهنگي ديگر مهاجرت مي‌کنند.

عوامل راندن غير اقتصادي شامل تعقيب (مسائل مذهبي يا موارد ديگر)، گاهي سوء استفاده، زورگويي و ارعاب، تصفيه نژادي و حتي قتل‌عام بخاطر افراطگرايي و راديکاليسم و در خطر بودن افراد غير نظامي در حين جنگ، حرکتهاي سياسي که به‌طور سنتي هجوم پناهندگان رابراي فرار از ديکتاتوريسم براي مثال مي‌باشند.

بعضي مهاجرت‌ها بخاطر دلايل شخصي هست، براساس روابط بين اشخاص| روابط في‌مابين (براي مثال بودن با خانواده يا رسيدن به شخص مورد علاقه). در موارد کمي، يک نفر به کشور جديدي در فرم انتقال وطن پرستي دوري و فرار از دادگاه کيفري (براي مثال اجتناب از بازداشت که (يک مورد منفي) براي حرکت و اقدام شخصي است. (مهاجرت به کانادا)