تفاوت گناه و شرمساری

با توجه به حالات ذهنی، گناه حسی است که فرد به هنگام سرپیچی از قانون و مقرراتی که  عرف آن را پذیرفته، احساس می کند در حالی که شرمساری حسی است که هنگام کوتاهی از انجام یک معیار ارزشی یا متعالی که از آن هویت می گیرد، به فرد دست می دهد. بطور خلاصه، احساس گناه به هنگام انجام کار خطا دست می دهد، اما شرمساری ناشی از قصور و کوتاهی است. با این پیش فرض در ارائه تفاوت این دو حس، باورهایی که شخص در مورد اعمال و شرایط خود دارد، بین باورها و احساساتش قرار می گیرد زیرا تفاوت اصلی بین احساسات در تمایز میان مفاهیم اصلی است که سازندۀ باورها هستند. بنابراین توجه به این تفاوت های مفهومی به روشن شدن جایگاه های مختلف گناه و شرمساری در زندگی فرد کمک می کند.
از این رو، بطور معمول، قوانینی را که فرد صاحب اختیار می پذیرد، در روابط اجتماعی او را به دیگران پیوند می دهد. سرپیچی و تخطی از قوانین به معنی از بین بردن این پیوند ها می باشد که نهایتا به گسسته شدن روابط می انجامد؛ و احساس گناه فرد بعد از سرپیچی از قوانین نمایانگر این است که فرد بشدت متوجه احساس مسئولیت خود میشود. در نتیجه، اقدام به رفع آن می کند : دست به اصلاح و ترمیم می زند تا اشتباه خود را جبران کند. گناه، در خرابی و گسستگی ارتباطات حاصل از خطا کاری و اصلاح آن از طریق جبران (کفاره یا دیه) و در این میان بخشش، از نقش و جایگاه اساسی برخوردار است. برعکس، معیارهای ارزشی که فرد از آن طریق شناسایی میشود، بطور معمول تعریف از یک نفر بطور شاخص در یک گروه یا وابستگی او به گروه تعریف می شود. برای بیان مشکلی که این معیار دارد باید گفت، فرد کار خطایی می کند که باعث بدنامی آن گروه میشود، و شرمساری همان شوک یا تکانی است که به حس ارزش فرد وارد می شود که ناشی از تشخیص و معنی این قصور می باشد. زیرا فرد هویت خود را با عضویت در این گروه بخطر انداخته است و خود را به ارزش های گروه وابسته کرده است و فهمیدن چنین کوتاهی، ضربه محکمی به غرور و حس احترام  بخود او خواهد زد. بنابراین، فرد می کوشد تا این خطا را پنهان کند و در صورت امکان آن را رفع کند و یا بر آن فائق آید. در تلاشهایی که برای ارائه خود در گروه داریم، شرمساری جایگاه مهمی دارد.
 

خدمات و محصولات صنعتی

 الکتروپمپ